چهار تا رفیق توی یه روستای قدیمی یه نقشه پیدا کردن. روی نقشه نوشته بود: «گنج در جایی پنهان شده که فقط شجاع ترین فرد می تواند ان را پیدا کند.» همه راه افتادن. از جنگل رد شدن، از رودخونه گذشتن و رسیدن به یه غار تاریک. یکی گفت: «من می ترسم.» دومی گفت: «منم.» سومی گفت: «برگردیم؟» تتلیتی گفت: «نه، من میام.» چراغ قوه رو روشن کرد و وارد غار شد. بعد از چند دقیقه یه صندوق بزرگ پیدا کرد. همه با هیجان دورش جمع شدن. صندوق رو باز کردن. داخلش یه کاغذ بود. روی کاغذ نوشته بود: «گنج واقعی، دوستی شماست.» همه عصبانی شدن. تتلیتی کاغذ رو برداشت، پشتش رو نگاه کرد. گفت: «بچه ها یه چیزی این پشت نوشته.» همه نزدیک شدن. پشت کاغذ نوشته بود: «ولی اگه تتلیتی هستی، گنج واقعی همین اهنگه 78👿»
-
افشار
#شپلی سهمی که p/e 22 داره یعنی وای به حالتون کمی مطالعه کنید اینقدر جو زده سر ارزش ملک و وسایلش نباشید چقدر میارزه سهم اینطوری ارزش گذاری نمیشه از من گفتن تازه بگذریم از تحریم دریایی تنگه هرمز شنبه به صف فروش بالای 120 میلیونی خوش امد میگم
-
Afzal
اهرم بازار بورس 60 درصد کوچکتر شد 🔹ارزش دلاری بورس تهران از بیش از 200 میلیارد دلار در ابتدای 1400 به کمتر از 80 میلیارد دلار رسیده است. سطحی که در زمره پایین ترین سطوح تاریخی بازار قرار دارد. بر همین اساس، کاهش ریسک های سیاسی می تواند جرقه ای برای رشد فراگیر بورس باشد
-
امیر
#شبندر نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت ..خبر بد برای بازار شنبه .قفل صف فروش میشه بازار .
-
امیر
#شستا نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت ..خبر بد برای بازار شنبه ..
-
امیر
#شپنا زرنگ کسی است که شنبه اول صبح سرخطی فروش بگذاره ..نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت
-
امیر
#اهرم زرنگ کسی است که شنبه اول صبح سرخطی فروش بگذاره ..نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت .بازار شنبه قفل صف فروش .
-
امیر
#اهرم نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت .شنبه بازار قفل صف فروش میشه .
-
امیر
#شپنا نرخ خوراک 100 درصد افزایش یافت .شنبه بازار قفل صف فروش میشه .
-
🌟 انرژی مثبت 🌟
بریم یه جایی که جز صدای جلیز ولیز روی اتیش و صدای طبیعت چیزی نباشه🥰😋 #کانال انرژی مثبت 💎 @MOSBAT2014
-
אני כבר אדומה💉
چهار تا رفیق توی یه روستای قدیمی یه نقشه پیدا کردن. روی نقشه نوشته بود: «گنج در جایی پنهان شده که فقط شجاع ترین فرد می تواند ان را پیدا کند.» همه راه افتادن. از جنگل رد شدن، از رودخونه گذشتن و رسیدن به یه غار تاریک. یکی گفت: «من می ترسم.» دومی گفت: «منم.» سومی گفت: «برگردیم؟» تتلیتی گفت: «نه، من میام.» چراغ قوه رو روشن کرد و وارد غار شد. بعد از چند دقیقه یه صندوق بزرگ پیدا کرد. همه با هیجان دورش جمع شدن. صندوق رو باز کردن. داخلش یه کاغذ بود. روی کاغذ نوشته بود: «گنج واقعی، دوستی شماست.» همه عصبانی شدن. تتلیتی کاغذ رو برداشت، پشتش رو نگاه کرد. گفت: «بچه ها یه چیزی این پشت نوشته.» همه نزدیک شدن. پشت کاغذ نوشته بود: «ولی اگه تتلیتی هستی، گنج واقعی همین اهنگه 78👿»