جزئیات خبر | تلگرام
بازگشت به خانه
پشت بازوهای بورسی | boursepooshtbazoo
۱۰:۱۶:۲۰ ۱۴۰۴/۱۱/۱۹

بازار سهام ایران در چرخه فرسایش ثروت؛ تحلیل یک بحران پنهان در سال های اخیر، شاخص کل بورس ایران بارها رکورد های عددی جدیدی ثبت کرده است. عبور شاخص از مرز 4 میلیون واحد، در نگاه اول می تواند نشانه ای از رونق بازار تلقی شود. اما بررسی وضعیت واقعی پرتفوی اکثریت سهامداران نشان می دهد که این رشد عددی، الزاماً به معنای افزایش ثروت عمومی نیست.واقعیت این است که بازار سرمایه ایران وارد مرحله ای شده که در ادبیات مالی به ان «فاز فرسایش ثروت» گفته می شود؛ مرحله ای که در ان، بدون سقوط رسمی بازار، ثروت واقعی سرمایه گذاران به تدریج تحلیل می رود. مفهوم فرسایش ثروت در بازارهای مالی: فرسایش ثروت زمانی رخ می دهد که بازده اسمی دارایی ها کمتر از نرخ تورم و هزینه فرصت سرمایه باشد. در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت سهام افزایش یابد، قدرت خرید سرمایه گذار کاهش پیدا می کند.در اقتصادهای تورمی، این پدیده اهمیت دوچندان دارد. وقتی تورم سالانه به سطوح بالای 30 تا 40 درصد می رسد، بازدهی کمتر از این سطح، عملاً به معنای زیان واقعی است. در بازار سهام ایران، بخش بزرگی از نمادها طی سال های اخیر نتوانسته اند چنین بازدهی ای ایجاد کنند. واگرایی شاخص کل و بدنه بازار: یکی از مهم ترین نشانه های فاز فرسایشی، شکاف میان شاخص کل و وضعیت واقعی سهامداران است. شاخص کل بر اساس ارزش بازار شرکت ها وزن دهی می شود. در نتیجه، چند شرکت بزرگ می توانند با رشد محدود خود، تصویر مثبتی از کل بازار ایجاد کنند.در مقابل، اکثریت نمادهای کوچک و متوسط همچنان در سطوحی بسیار پایین تر از سقف تاریخی خود معامله می شوند. بررسی داده های معاملاتی نشان می دهد که ده ها نماد با افت های 60 تا 90 درصدی نسبت به اوج خود مواجه اند. این وضعیت به روشنی بیانگر تحریف کارکرد شاخص به عنوان معیار سلامت بازار است. بازده واقعی منفی و کاهش قدرت خرید: برای درک بهتر وضعیت، باید میان بازده اسمی و بازده واقعی تمایز قایل شد. اگر ارزش پرتفوی یک سهامدار طی سه سال 50 درصد افزایش یافته باشد، اما تورم در همین دوره 200 درصد بوده باشد، نتیجه نهایی کاهش شدید قدرت خرید خواهد بود.بخش بزرگی از سرمایه گذاران بازار سهام ایران دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارند. ظاهراً دارایی ان ها رشد کرده، اما در عمل توان اقتصادی شان تضعیف شده است. بحران نقدشوندگی و قفل شدگی سرمایه: یکی دیگر از پیامدهای فرسایش ثروت، کاهش نقدشوندگی بازار است. در شرایطی که بسیاری از سهامداران در زیان های سنگین قرار دارند، تمایل به فروش کاهش می یابد. از سوی دیگر، نبود تقاضای موثر مانع خروج منطقی سرمایه می شود.این وضعیت منجر به «قفل شدگی سرمایه» می شود؛ حالتی که در ان سرمایه گذار نه توان خروج دارد و نه امیدی به بازده مناسب. نتیجه، کاهش مشارکت و رکود مزمن معاملات است. نقش سیاست گذاری و ساختار بازار: وضعیت فعلی بازار سرمایه را نمی توان صرفاً به عوامل بیرونی نسبت داد. بخش مهمی از این بحران، ریشه در ساختار حکمرانی بازار دارد: تمرکز بیش از حد بر کنترل ظاهری شاخص، مداخلات مقطعی، نبود نظام بازارگردانی حرفه ای، ضعف شفافیت اطلاعاتی و بی ثباتی مقررات، از جمله عواملی هستند که به تضعیف اعتماد سرمایه گذاران منجر شده اند. در چنین فضایی، بازار بیشتر به یک ابزار نمایشی تبدیل می شود تا نهادی برای تخصیص بهینه سرمایه. پیامدهای کلان اقتصادی: ادامه فاز فرسایش ثروت، اثار منفی گسترده ای بر اقتصاد دارد. کاهش جذابیت بورس باعث هدایت سرمایه ها به بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا و مسکن می شود. این مسیله، هم تورم دارایی ها را تشدید می کند و هم فرایند تامین مالی تولید را مختل می سازد.در بلندمدت، تضعیف بازار سرمایه به کاهش رشد اقتصادی و افزایش بی ثباتی مالی منجر خواهد شد. الزامات خروج از وضعیت فعلی: خروج از چرخه فرسایشی، نیازمند اصلاحات ساختاری است. مهم ترین این اصلاحات عبارت اند از: ایجاد ثبات در سیاست های اقتصادی، تقویت شفافیت اطلاعاتی، اصلاح نظام بازارگردانی، پرهیز از مداخلات دستوری، و بازتعریف نقش نهاد ناظر به عنوان حامی منافع عمومی سرمایه گذاران.بدون این اصلاحات، رشدهای مقطعی شاخص صرفاً به تعمیق شکاف اعتماد منجر خواهد شد. بازار سهام ایران در شرایط فعلی بیش از انکه با بحران سقوط مواجه باشد، گرفتار بحران فرسایش است. ثروت سرمایه گذاران به صورت تدریجی کاهش می یابد، در حالی که شاخص تصویری غیرواقعی از وضعیت بازار ارایه می دهد. ادامه این روند، مشروعیت و کارکرد بازار سرمایه را به طور جدی تهدید می کند. بازگشت بورس به مسیر اصلی خود، تنها از طریق اصلاحات عمیق نهادی و بازسازی اعتماد عمومی ممکن خواهد بود.

فالورها 2346
تاثیر (Imp) 433.0
بازدید 433
تعامل (Eng) 6.0
لیست اخبار