جزئیات خبر | تلگرام
بازگشت به خانه
فهم من از حسابرسی داخلی | internalaudit2020
۱۴:۱۹:۲۲ ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

ماجراهای اقای حسابرس - قسمت 1 وقتی همه فکر می کردند بهترین شرکت دنیا هستند سلام دوستان… من اقای حسابرس هستم… همونی که وقتی وارد یک سازمان می شود، اول دنبال مقصر نمی گردد. سوال من همیشه این است: چه چیزی در سیستم سازمان باعث شد این اتفاق امکان پذیر شود؟ سال ها قبل، شرکتی وجود داشت که بسیاری ان را نماد موفقیت می دانستند. رشد سریع، ارزش سهام بالا و مدیرانی که در نگاه اول، نمونه های موفق کسب وکار بودند. نام این شرکت:Enron اما پشت این تصویر موفق، یک سوال مهم وجود داشت: ایا واقعاً عملکرد شرکت همان چیزی بود که گزارش ها نشان می دادند؟ فشار برای حفظ رشد و نشان دادن نتایج مثبت، به مرور باعث شکل گیری فرهنگی شد که در ان رسیدن به هدف، گاهی مهم تر از نحوه رسیدن به ان بود. گزارش ها پیچیده تر شدند. تصمیم ها بیشتر در اختیار مدیران ارشد قرار گرفت. و کنترل هایی که باید نقش محافظ سازمان را ایفا می کردند، نتوانستند به اندازه کافی اثربخش باشند. اینجاست که نقش حسابرس داخلی اهمیت پیدا می کند. حسابرس داخلی نباید فقط بررسی کند که: «ایا یک سند وجود دارد؟» باید بپرسد: «ایا فرایندی وجود دارد که اجازه ندهد اشتباه یا تخلف تکرار شود؟» اگر اقای حسابرس در ان سازمان حضور داشت، احتمالاً این پرسش ها را مطرح می کرد: ایا رشد درامدها با جریان نقد واقعی هماهنگ است؟ ایا معاملات پیچیده شرکت برای مدیران و اعضای هییت مدیره کاملاً قابل درک است؟ ایا کنترل های کلیدی فقط روی کاغذ وجود دارند یا واقعاً اجرا می شوند؟ ایا فضای سازمان اجازه می دهد کارکنان نگرانی های خود را بدون ترس مطرح کنند؟ درس مهم پرونده Enron این است: بسیاری از شکست های بزرگ سازمانی، نتیجه یک اشتباه بزرگ نیستند؛ نتیجه مجموعه ای از ضعف های کوچک هستند که به مرور نادیده گرفته شده اند. از نگاه حسابرسی داخلی، این پرونده چند پیام مهم دارد: اول؛ حاکمیت شرکتی قوی، یکی از پایه های سلامت سازمان است. دوم؛ رشد سریع همیشه نشانه موفقیت نیست و می تواند یک ریسک جدی باشد. سوم؛ استقلال فکری و تردید حرفه ای، از مهم ترین ویژگی های یک حسابرس داخلی موفق است. حسابرس داخلی نباید به دلیل اعتبار مدیران یا موفقیت ظاهری سازمان، پرسشگری را متوقف کند. سوال امروز چرا وجود کنترل های داخلی قوی، به تنهایی برای جلوگیری از تقلب کافی نیست؟ پاسخ: زیرا کنترل ها زمانی اثربخش هستند که در کنار ان ها، فرهنگ سازمانی مناسب، نظارت مستقل و فضای پرسشگری وجود داشته باشد. ممکن است یک سازمان ده ها دستورالعمل و کنترل رسمی داشته باشد، اما اگر مدیران ارشد به ان کنترل ها پایبند نباشند یا کارکنان از بیان نگرانی ها بترسند، کنترل ها فقط روی کاغذ باقی می مانند. و یادمان باشد: حسابرس داخلی موفق کسی نیست که بعد از وقوع بحران توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است؛ کسی است که قبل از بحران بپرسد چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود. در قسمت بعد: کارمندی که زنگ خطر را به صدا دراورد؛ چرا سازمان ها باید صدای هشدار را بشنوند؟

فالورها 384
تاثیر (Imp) 8.0
بازدید 8
تعامل (Eng) 1.0
لیست اخبار