جزئیات خبر | تلگرام
بازگشت به خانه
داستان های بازار سرمایه | dastanebazaresarmayeh
۰۱:۰۶:۰۳ ۱۴۰۵/۰۵/۰۲

گزارش ویژه اقای کارشناس از مجمع «کپرور» سلام دوستان… من اقای کارشناس هستم؛ همان کسی که معتقد است زغال سنگ در بورس مثل ان رفیقی است که همه وقت نیاز سراغش می روند، اما موقع تقسیم توجه و بودجه، انگار شماره اش را گم می کنند! این بار راهی مجمع کپرور شدم؛ شرکتی که محصولش نه ترند اینستاگرام است، نه هوش مصنوعی دارد و نه اسمش اخرش «تک» یا «فناور» تمام می شود؛ اما اگر همین زغال سنگ نباشد، خیلی از صنایع فولادی باید بروند دنبال هیزم! اولین موضوعی که تقریباً تمام مدیران روی ان اتفاق نظر داشتند، همان درد قدیمی صنعت بود؛ قیمت گذاری دستوری. مدیری که پشت تریبون رفت، تقریباً با این جمله شروع کرد که اگر قرار باشد قیمت محصول را دیگران تعیین کنند، دیگر انگیزه ای برای توسعه معدن باقی نمی ماند. راست هم می گوید؛ معدن دار وقتی قرار است میلیاردها تومان سرمایه گذاری کند، دوست دارد اخر داستان، ماشین حسابش هم لبخند بزند، نه اینکه فقط حسابدار سکته کند! مدیریت توضیح داد ادامه این روند، فقط سود شرکت ها را کم نمی کند؛ بلکه سرمایه گذاری در معادن جدید را هم کاهش می دهد، تولید داخلی را پایین می اورد و در نهایت کشور را مجبور می کند زغال سنگ وارد کند. یعنی همان داستان معروف؛ «ارزان خریدن داخلی، گران خریدن خارجی!» البته مجمع فقط گلایه نبود و درباره برنامه های اینده هم صحبت شد. شرکت قصد دارد سهم خود را در بازار کنسانتره زغال سنگ حفظ کند، مواد اولیه با کیفیت بهتر تهیه کند، از طریق قراردادهای پژوهشی راندمان تولید را افزایش دهد و حتی برای نیروگاه خود یک دیزل ژنراتور جدید خریداری کند تا قطعی برق، کمتر مزاحم تولید شود. اینجا بود که با خودم گفتم این روزها هر شرکتی که وارد مجمع می شوی، یک نیروگاه، یک پنل خورشیدی یا حداقل یک ژنراتور خریده است. اگر همین روند ادامه پیدا کند، شاید چند سال دیگر شرکت ها کنار محصول اصلی شان، برق هم بفروشند! اما بخش جالب مجمع، صحبت درباره ذوب اهن اصفهان بود؛ مشتری بزرگ کپرور که سال هاست موضوع نقدینگی اش نقل هر مجمعی شده است. مدیرعامل گفت قبلاً علاقه ای به دریافت حواله نداشتیم، اما چون نقدینگی ذوب اهن محدود بود، ناچار بودیم حواله بگیریم. البته خبر خوب این بود که این رویه حالا متوقف شده است. یعنی اگر بخواهیم خیلی خودمانی ترجمه کنیم، قبلاً پول نقد کمتر رد و بدل می شد و بیشتر باید با حواله و صبر و حوصله کنار می امدند؛ چیزی شبیه اینکه بروید از دوستتان پول قرض بگیرید و او بگوید: «پول ندارم، ولی یک یخچال نو دارم، اگر خواستی ببر!» در مجموع، عملکرد شرکت همچنان به وضعیت صنعت فولاد و سیاست های قیمت گذاری گره خورده است. تا زمانی که قیمت زغال سنگ با مکانیزم واقعی بازار تعیین نشود، سوداوری این صنعت هم نمی تواند ان طور که باید رشد کند. از طرف دیگر، اگر سیاست گذار به سمت ازادسازی قیمت ها حرکت کند، شرکت هایی مانند کپرور می توانند از نخستین برندگان این تغییر باشند. در پایان نیز صورت های مالی به تصویب رسید و سهامداران با تقسیم 930 ریال سود نقدی به ازای هر سهم موافقت کردند. و یادمان باشد؛ گاهی جذاب ترین اتفاق یک سهم، نه افتتاح کارخانه جدید است، نه افزایش سرمایه و نه پروژه چند هزار میلیاردی؛ بلکه فقط این است که یک روز بالاخره اجازه بدهند محصولش را با قیمت واقعی بفروشد! اگر ان روز برسد، شاید صنعت زغال سنگ از این خاکستر قدیمی، دوباره شعله بکشد.

فالورها 11
تاثیر (Imp) 4.0
بازدید 4
لیست اخبار