جزئیات خبر | تلگرام
بازگشت به خانه
کانال دکتر اکبر زواری رضائی - دانشگاه اورمیه | drzavari
۱۷:۰۶:۳۸ ۱۴۰۵/۰۴/۳۱

❖ نسبت P/E پایین، فرصت یا فریب؟ فرض کنید می خواید بین دو گزینه سرمایه گذاری تصمیم بگیرید؛ یکی دارایی کم ریسک با بازده ثابت، یکی بازاری پرنوسان با پتانسیل بازدهی بالاتر اما نامطمین. این دقیقاً معادله ایه که این روزها جلوی سرمایه گذار بورس قرار داره. نرخ سود سپرده بانکی الان بالای 30 درصده؛ یعنی دوره بازگشت اسمی سرمایه در بانک حدود 3 سال. اما این نرخ، اسمیه نه واقعی. وقتی تورم رو کسر کنیم، بازده واقعی سپرده می تونه به مراتب کمتر باشه، که در حال حاضر منفیه، در حالی که سوداوری شرکت ها، به خصوص شرکت های صادرات محور یا دارای دارایی واقعی، معمولاً در بلندمدت با تورم هم جهت رشد می کنه. پس مقایسه مستقیم دوره بازگشت سرمایه بورس با نرخ بانکی، بدون تعدیل تورمی، یک ساده سازی خطرناکه؛ درست تر اینه بگیم نرخ بانکی بالا هزینه فرصت نگهداری سهام رو در کوتاه مدت افزایش می ده، نه اینکه برتری واقعی و بلندمدت دارایی بدون ریسک رو ثابت کنه. حالا بریم سراغ بورس. میانگین نسبت قیمت به سود (P/E) بازار الان 5.8؛ یعنی با فرض ثبات سوداوری، حدود 6 سال طول می کشه تا اصل سرمایه از محل سود عملیاتی برگرده. این نسبت رو با دو مرز مقایسه می کنیم؛ کف تاریخی حدود 5.2 و سقف دو سال اخیر حدود 9. فاصله کم ما تا کف، در نگاه اول سیگنال ارزندگیه. اما اینجا باید مکث کنیم. صرف نزدیکی عدد امروز به عدد تاریخی، به معنای تکرار همون فرصت گذشته نیست، مگر شرایط پشت اون عدد هم قابل مقایسه باشه. دو سوال کلیدی: ◈ اول، ایا رژیم تورمی و ریسک ارزی زمانی که کف 5.2 تجربه شد، مشابه امروزه؟ چون P/E پایین در دوره ای با تورم بسیار بالا و ریسک کاهش ارزش پول ملی، الزاماً ارزون نیست؛ بخشی از این عدد می تونه بازتاب همون ریسک باشه، نه فرصت. ◈ دوم، ریسک سیستماتیک غیرقابل حذف (تحریم، تنش های ژیوپلیتیک، سیاست های ارزی) در اون مقطع در مقایسه با امروز چقدر بود؟ بدون پاسخ به این دو سوال، مقایسه با کف تاریخی صرفاً یک شباهت عددیه، نه یک استدلال اقتصادی کامل. تعداد شرکت های پذیرفته شده در بورس، عامل مستقیمی در این مقایسه نیست؛ P/E به طور طبیعی این تفاوت رو در خودش داره چون هم صورت (قیمت کل بازار) و هم مخرج (سود کل بازار) با ورود شرکت های جدید تغییر می کنه. بحث اصلی، جایگاه نسبی بازار سرمایه در برابر دارایی های جایگزینه. برای مثال، نسبت ارزش کل طلای دست مردم به ارزش کل بازار سرمایه، در یک مقطع در سال 99؛ حدود 1 به 10 به نفع بورس بوده؛ امروز این نسبت به نفع طلاست، یعنی مقدار طلای دست مردم از ارزش کل بورس بیشتر. اما این تغییر رو نباید فقط به ضعف نسبی بورس نسبت داد؛ بخش قابل توجهی از اون، محصول جهش قیمت جهانی طلا و افت ارزش پول ملی هم هست، نه صرفاً عقب موندگی بورس. تفکیک این دو عامل، پیش شرط هر نتیجه گیری معتبریه. فصل گزارش های مالی هم نکته دومیه که باید در نظر گرفت. عملکرد عمومی شرکت ها همان طور که انتظار می رفت مثبت بوده، اما قیمت سهام در همین بازه واکنش نشون داده؛ در برخی صنایع، رشد قیمتی از رشد سوداوری پیشی گرفته و بازار پیش خور کرده، در حالی که در برخی دیگر، هنوز فاصله ای بین رشد سود و رشد قیمت باقی مونده. اما تصمیم سرمایه گذاری نباید صرفاً بر مبنای این تفاوت های خرد شرکتی گرفته بشه. متغیر غالب امروز، ریسک سیستماتیکه؛ ریسکی که با تنوع بخشی پرتفوی هم حذف نمی شه. طبق اصول پایه مالی، افزایش ریسک سیستماتیک باید با افزایش بازده مورد انتظار جبران بشه؛ در غیر این صورت، حتی قیمتی که از منظر نسبت سوداوری ارزون به نظر می رسه، بازده کافی برای پوشش ریسک متحمل شده رو نداره. جمع بندی نهایی این نوشتار رو می شه این طور تقدیم کرد؛ نزدیکی نسبت P/E بازار به کف تاریخی، شرط لازم برای جذابیت بازاره، نه شرط کافی. شرط کافی زمانی محقق می شه که شرایط حاکم بر ریسک و تورم امروز، با شرایطی که اون کف تاریخی در دلش شکل گرفته بود، قابل مقایسه باشه. در شرایط فعلی، با توجه به بالا بودن ریسک سیستماتیک و جابه جایی جایگاه نسبی بورس در برابر دارایی های جایگزین مثل طلا، این مقایسه باید با احتیاط قابل توجهی صورت بگیره؛ نه با اتکای صرف به یک عدد. ✍🏽 حساب کن…

فالورها 708
تاثیر (Imp) 22.0
بازدید 22
لیست اخبار