جزئیات خبر | تلگرام
بازگشت به خانه
🌍Partizan☭ | partizan1917
۱۶:۵۸:۳۸ ۱۴۰۵/۰۳/۲۸

🔴 نقد برنامه گوتا (12) ✍ #کارل_مارکس ان چه که باید مورد بررسی قرار گیرد یک جامعه ی کمونیستی است جامعه ای که بر پایه ی خود نروییده، بلکه بر عکس از درون جامعه ی سرمایه داری بیرون امده و ناچار در تمام زمینه های اقتصادی، اخلاقی و فکری هنوز علایم ویژه ی جامعه ی کهنه را که از بطن ان زاده شده داراست. به این ترتیب فرد تولید کننده دقیقاً همان چیزی را از جامعه دریافت می دارد البته پس از کاستن اقلام لازم که به شکل دیگر با نیروی کار به جامعه تحویل داده بود برای مثال کار اجتماعی روزانه شامل جمع ساعات کار افراد ان (جامعه) است و ساعات کار فردی تبلور سهم هر یک از این افراد از کل کار اجتماعی روزانه می باشد. فرد سندی از جامعه دریافت می دارد که تعداد ساعات کارش در ان (پس از کاستن ساعاتی که صرف صندوق اشتراکی شده) مشخص گشته و در ازای این سند او می تواند به میزان ارزش کارش از انبار اجتماعی وسایل مصرفی برداشت کند. به عبارت دیگر همان مقدار کاری که فرد در (فعالیت تولیدی) به جامعه ارزانی داشته در شکل دیگر باز می ستاند. از ان جا که این دادوستد نیز در حکم مبادله ی کالاهای هم ارزش است لذا در ان همان قوانین مبادله ی کالا نیز طبعاً حاکم خواهد بود. شکل و محتوای این مبادله البته تغییر خواهد یافت چرا که در شرایط تازه هیچ کس نخواهد توانست چیزی جز کار خود عرضه کند و از طرف دیگر چیزی جز وسایل مصرفی برای تملک او موجود نخواهد بود. در مورد توزیع وسایل مصرفی در میان افراد تولید کننده همان اصول حاکم بر مبادله ی (کالاهای) هم ارزش مصداق می یابد به عبارت دیگر، میزان معینی از کار در یک شکل با همان میزان کار در شکل دیگر مبادله می گردد. پس در این جا حقوق مساوی کماکان در اصل همان حقوق بورژوایی خواهد بود البته با این تفاوت که در (شرایط تازه) اصل و عمل در تضاد قرار ندارند زیرا در مبادله ی کالایی اصل هم ارزشی کالاهای مبادله شده به طور متوسط و نه الزاماً در هر مورد مشخص، مصداق می یابد. به رغم این تکامل، اصل حقوق مساوی برای مدتی داغ محدودیت های بورژوایی را بر پیشانی خواهد داشت زیرا حقوق تولید کنندگان متناسب با کاری خواهد بود که انجام داده اند و لذا تنها تجلی برابری استفاده از کار به عنوان تنها معیار سنجش سهم هر تولید کننده خواهد بود. ولی برخی از افراد نسبت به دیگران از برتری های جسمی و ذهنی برخوردارند و می توانند در مدت زمانی واحد کار بیش تری انجام دهند و یا این که برای مدتی طولانی تر کار کنند از سوی دیگر، اگر قرار باشد کار به عنوان معیار مورد استفاده قرار گیرد تنها شدت و مدت ان را می توان ملاک تعریف قرار داد و الا به عنوان معیار قابل استفاده نخواهد بود. پس این حقوق مساوی در واقع به حقوق نامساوی برای کار نامساوی مبدل می شود و گرچه اختلافات طبقاتی را به رسمیت نمی شناسد و همگان را در حکم کارگرانی همسان می داند ولی تلویحاً استعدادهای نابرابر فردی را ارج می نهد و توانایی تولیدی را به عنوان یک امتیاز طبیعی قلمداد می کند و در نتیجه در محتوا مانند هر حق دیگری به حقی برای نابرابری بدل می گردد. حق به اقتضای سرشت خود تنها متضمن کاربرد معیارهای یکسان است ولی افراد نابرابر را (و اگر نابرابری وجود نداشت تفاوتی نیز بین افراد دیده نمی شد) فقط زمانی می توان با معیارهای یکسان سنجید که ان ها را از دیدگاهی یکسان و فقط از جنبه ای مشخص و واحد مورد ارزیابی قرار داد برای نمونه در مثال مورد بحث باید افراد را تنها به عنوان کارگر مد نظر قرار داد و تمام جوانب دیگر زندگی ان ها را نادیده گرفت و به حساب نیاورد. قاعدتاً در این میان برخی کارگران متاهلاند و بعضی مجرد یکی فرزندش بیش تر است و دیگری کم تر و خلاصه تفاوت هایی از این قبیل بین ان ها وجود خواهد داشت. به این ترتیب با کار مساوی و در نتیجه سهم مساوی از صندوق مصرف اجتماعی در مواردی دریافت یک کارگر از کارگر دیگر بیش تر خواهد بود و گروهی از دیگران مکنت بیشتری خواهند یافت برای رفع این کمبودها حقوق برابر باید به حقوق نابرابر مبدل گردد. ☭@partizan1917 لینک گروه: https://t.me/+hAmN8nL5jUplNzM5

فالورها 589
تاثیر (Imp) 45.0
بازدید 45
تعامل (Eng) 1.0
لیست اخبار