جزئیات خبر | فروم
بازگشت به خانه
ابراهیم نیکخواه | siyamak.58
۱۷:۰۲:۰۴ ۱۴۰۵/۰۳/۲۸

اگر مفاد منتشرشده از تفاهم اخیر میان ایران و امریکا را کنار هم بگذاریم، با یکی از عجیب ترین و متفاوت ترین اسناد سیاسی چند دهه اخیر روبه رو می شویم؛ سندی که اگر اجرایی شود، می تواند بسیاری از معادلات منطقه ای و اقتصادی را دگرگون کند. در بند نخست این تفاهم نامه، امریکا متعهد شده است که نه تنها علیه ایران اقدام نظامی انجام ندهد، بلکه حتی از تهدید به استفاده از زور نیز خودداری کند. چنین تعهدی در ادبیات سیاسی واشنگتن کم سابقه و به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران تقریباً بی سابقه است. در مقابل، ایران نیز حاکمیت و ساختار سیاسی امریکا را به رسمیت می شناسد؛ موضوعی که در سال های گذشته همواره یکی از گره های اصلی روابط دو کشور بوده است. اما بخش مهم تر ماجرا به اقتصاد مربوط می شود؛ جایی که زندگی روزمره میلیون ها ایرانی تحت تاثیر ان قرار دارد. طبق مفاد مطرح شده، در بازه زمانی 60 روزه نخست، محدودیت های مرتبط با صادرات نفت، پتروشیمی و برخی مبادلات مالی کاهش پیدا می کند. همچنین بحث رفع محاصره دریایی و تسهیل تجارت دریایی ایران نیز مطرح شده است. در ادامه مذاکرات نیز قرار است درباره لغو تحریم های اولیه و ثانویه امریکا، محدودیت های شورای امنیت و سایر موانع اقتصادی گفت وگو شود. اگر این موارد عملیاتی شوند، به معنای ورود ده ها میلیارد دلار منابع ارزی به اقتصاد ایران خواهد بود؛ اتفاقی که می تواند روی بازار ارز، تجارت خارجی، درامدهای نفتی و حتی بودجه دولت تاثیر قابل توجهی بگذارد. اما سوال اصلی اینجاست که چرا امریکا حاضر به پذیرش چنین تفاهمی شده است، پاسخ این سوال را باید در بازار انرژی جست وجو کرد. طی ماه های اخیر ذخایر استراتژیک نفت امریکا به پایین ترین سطوح چند دهه گذشته نزدیک شده و فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی به یکی از دغدغه های اصلی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. خود ترامپ نیز بارها به اهمیت کنترل بازار انرژی و جلوگیری از جهش قیمت نفت اشاره کرده است. به همین دلیل برخی معتقدند اهمیت ژیوپلیتیکی تنگه هرمز بسیار بیشتر از ان چیزی بود که در ظاهر نشان داده می شد. تنگه ای که حدود 20 درصد تجارت نفت جهان از ان عبور می کند و هرگونه اختلال در ان می تواند اقتصاد جهانی را با شوک جدی مواجه کند. در واقع این توافق بیش از هر چیز نشان داد که موقعیت راهبردی ایران در منطقه و نقش تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان تا چه اندازه تعیین کننده است. موضوعی که شاید در ماه های گذشته کمتر درباره ان صحبت می شد. نکته قابل توجه دیگر، بحث سرمایه گذاری کشورهای عربی در ایران است. در برخی گزارش ها صحبت از برنامه هایی برای جذب حدود 300 میلیارد دلار سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی ایران شده است؛ از زیرساخت و انرژی گرفته تا حمل ونقل، فناوری و صنایع تولیدی. هرچند تحقق چنین ارقامی نیازمند سال ها زمان و ثبات سیاسی است، اما نفس مطرح شدن ان نیز اهمیت زیادی دارد. از نگاه اقتصادی، اگر ایران بتواند بدون محدودیت نفت و پتروشیمی خود را صادر کند، درامدهای ارزی کشور به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. این مسیله می تواند فشار بر بازار ارز را کاهش دهد، هزینه تجارت خارجی را پایین بیاورد و تا حدی به بهبود فضای کسب وکار کمک کند. البته تجربه سال های گذشته نشان داده که میان امضای توافق ها و اجرای کامل ان ها فاصله زیادی وجود دارد. به همین دلیل بازارها معمولاً ابتدا با هیجان واکنش نشان می دهند اما در ادامه منتظر مشاهده نتایج عملی می مانند. با این حال، اگر این تفاهم نامه به مرحله اجرا برسد و مذاکرات بعدی نیز به نتیجه برسد، بدون تردید می توان ان را یکی از مهم ترین تحولات سیاسی و اقتصادی چند دهه اخیر ایران دانست؛ تحولی که نه فقط بر روابط تهران و واشنگتن، بلکه بر زندگی روزمره مردم، بازار ارز، تورم، اشتغال و اینده اقتصاد کشور اثرگذار خواهد بود. فعلاً باید منتظر ماند و دید این تفاهم تاریخی از مرحله کاغذ و وعده عبور می کند یا مانند بسیاری از توافق های گذشته در پیچ وخم سیاست متوقف می شود. اما یک نکته روشن است؛ اهمیت ایران در معادلات انرژی جهان و نقش تعیین کننده تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری خود را به رخ کشیده است.

تعامل (Eng) 9.0
لیست اخبار